فرهنگ آریانپور
جسم
#۶۶٬۶۴۴
bulk
جسم، جثه، لش، تنه، جسامت، حجم، اندازه، به صورت توده جمع کردن، انباشتن، توده، اکثریت
substance
جسم، جوهر، مفاد، استحکام، ماده، شیى، جنس، ماده اصلى، ذات، مفهوم، دوام، مسند
body
جسد، تنه، تن، بدن، لاشه، جسم، بدنه، اتاق ماشین، جرم سماوى، داراى جسم کردن، ضخیم کردن، غلیظ کردن
flesh
گوشت، مغز میوه، جسم، شهوت، جسمانیت، حیوانیت، بشر، در بدن فرو کردن
metal
ماده، جسم، فلز، فلزى، ماده مذاب سنگ ریزى کردن، فلزى کردن، با فلز پوشاندن
corpus
مجموعه اى از نوشتجات، (م.ل.) تن، جسم، تنه
matter
ماده، جسم، ذات، ماهیت، جوهر، موضوع، امر، مطلب، چیز، اهمیت، مهم بودن، اهمیت داشتن
material
جنس، ماده، مصالح، مادى، جسمانى، مهم، عمده، کلى، جسمى، اساسى، اصولى، مناسب، مقتضى، مربوط، جسم
corporeity
خاصیت جسمى یا مادى، (حالت) جسم
corporality
جسمانیت، هستى جسمانى، تن، بدن، جسم
person
شخص، نفر، آدم، کس، وجود، ذات، هیکل