فرهنگ آریان‌پور

جسد

#۶۶٬۶۳۱

معنی‌های انگلیسی
۱

body

جسد، تنه، تن، بدن، لاشه، جسم، بدنه، اتاق ماشین، جرم سماوى، داراى جسم کردن، ضخیم کردن، غلیظ کردن

۲

carcass

جسد، استخوان بندى، لاشه، بدن

۳

bier

تخت روان، جاى گذاردن تابوت در قبر، جسد، لاشه، مقبره، مزار

۴

corpse

نعش، لاشه، جسد remains

۵

cadaver

لاشه، نعش (انسان)، جسد (براى تشریح)

۶

carcase

لاشه، جسد