فرهنگ آریان‌پور

جستن

#۶۶٬۶۰۴

معنی‌های انگلیسی
۱

jump

جستن، پریدن، خیز زدن، جور درآمدن، وفق دادن، پراندن، جهاندن، پرش، جهش، افزایش ناگهانى، ترقى، جهش جهیدن

۲

hip

کفل، قسمت میان ران و تهیگاه، مفصل ران، جستن، پریدن، لى لى کردن، سهو کردن

۳

find

(past: found ; past participle: found) ـ پیدا کردن، یافتن، جستن، تشخیص دادن، کشف کردن، چیز یافته، مکشوف، یابش

۴

leap

(past: leaped, leapt ; past participle: leaped, leapt) ـ جست، پرش، خیز، جستن، دویدن، خیز زدن

۵

scoot

بسرعت و مثل تیر شهاب رفتن، جستن، سرعت داشتن، ناگهان سر خوردن، لیز خوردن

۶

search

جستجو، تجسس، تکاپو، بازرسى، کاوش، جستجو کردن، گشتن، بازرسى کردن

۷

spring

(past: sprang ; past participle: sprung) ـ بهار، چشمه، سرچشمه، فنر، انبرک، جست و خیز، حالت فنرى، حالت ارتجاعى فنر، پریدن، جهش کردن، جهیدن، قابل ارتجاع بودن، حالت فنرى داشتن، ظاهر شدن