فرهنگ آریان‌پور

جستجو

#۶۶٬۵۷۱

معنی‌های انگلیسی
۱

quest

جستجو، تلاش، جویش، طلب، بازجویى، تحقیق، جستجو کردن

۲

search

جستجو، تجسس، تکاپو، بازرسى، کاوش، جستجو کردن، گشتن، بازرسى کردن

۳

rummage

جستجو، تحقیق، کاوش، بازرس کشتى، اغتشاش، آشفتگى، خاکروبه، کاویدن، زیر و رو کردن، به هم زدن، خوب گشتن

۴

hunt

شکار کردن، صید کردن، جستجو کردن در، تفحص کردن، شکار، جستجو، نخجیر

۵

probe

کاوش کردن، تفحص کردن، کاوشگر، جستجو، کاوش، تحقیق، نیشتر، رسیدگى، اکتشاف جدید، غور و بررسى کردن

۶

prowl

درپى شکار گشتن، پرسه زدن، تلاش، پرسه، جستجو، تکاپو، سرقت

۷

forage

علیق، علوفه، علف، تلاش و جستجو براى علیق، غارت کردن، پى علف گشتن، کاوش کردن

۸

research

پژوهش، تحقیق، تتبع، جستجو، تجسس، کاوش، پژوهیدن، پژوهش کردن

۹

inquisition

استنطاق، تفتیش عقاید مذهبى از طرف کلیسا، جستجو

۱۰

disquisition

رساله، مقاله، (ک.) تحقیق، جستجو، تفحص

۱۱

inquiry

تحقیق، خبر گیرى، پرسش، بازجویى، رسیدگى، سئوال، استعلام، جستار، پرس و جو، استفسار

۱۲

pursuit

تعقیب، پیگرد، تعاقب، حرفه، پیشه، دنبال، پیگیرى