فرهنگ آریان‌پور

جزئیات

#۶۶٬۵۱۲

معنی‌های انگلیسی
۱

detail

جزئیات، بتفصیل شرح دادن، جزء، تفصیل، تفاصیل، اقلام ریز، حساب ریز، شرح دادن، بتفصیل گفتن، به کار ویژه اى گماردن، ماموریت دادن

۲

minutie

جزئیات، فروع

۳

elaboration

پیچیدگى، جزئیات

۴

particularity

بستگى بعقاید خاصى، داراى خصوصیات معینى، خصوصیات برجسته، دقت زیاد، جزئیات

۵

circumstantiality

حالت و کیفیت، جزئیات، کیفیات

۶

setup

برپا کردن، برپایى، مقدمه چینى

۷

niceties

ظرافت، خوبى، دلپذیرى، مطلوبى، احتیاط، دقت

۸

breakdown

تفکیک، از کار افتادگى

۹

specification

تعیین، تشخیص، تصریح، ذکر خصوصیات، مشخصات