فرهنگ آریان‌پور

جزو عوام

#۶۶٬۴۳۱

معنی‌های انگلیسی
۱

plain

پهن، مسطح، هموار، صاف، برابر، واضح، آشکار، رک و ساده، ساده، جلگه، دشت، هامون، میدان یا محوطه جنگ، بدقیافه، شکوه، شکوه کردن

۲

ignoble

ناکس، فرومایه، پست، بد گوهر، ناجنس، نا اصل

۳

commoner

مشترک، اشتراکى، معمولى، عمومى، متعارفى، عادى، پیش پا افتاده، پست، عوامانه، مردم عوام، مشارکت کردن، مشاع بودن، مشترکا استفاده کردن common