واژههای فارسی←جزء منظومه فلکی شدنفرهنگ آریانپورجزء منظومه فلکی شدن#۶۶٬۳۵۵شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱constellateبه شکل صورت فلکى درآمدن، جزء منظومه فلکى شدنواژههای نزدیک در الفباجز این کهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیجز جز کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیجز زدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیجز کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیجز کسریمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیجز نشانیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر