واژههای فارسی←جزء چیزی را بریدنفرهنگ آریانپورجزء چیزی را بریدن#۶۶٬۳۴۱شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱snickجزء چیزى را بریدن، ضربت سریع زدن، گره زدن، چفت کردن، چفت، کشیدن، به حرکت آوردن سهم، قسمتواژههای نزدیک در الفباجز این کهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیجز جز کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیجز زدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیجز کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیجز کسریمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیجز نشانیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر