فرهنگ آریان‌پور

جزء بندی شده

#۶۶٬۳۳۱

معنی‌های انگلیسی
۱

partitioned

جزء بندى کردن، افراز، تیغه، دیواره، وسیله یا اسباب تفکیک، حد فاصل، آپارتمان، تقسیم به بخش هاى جزء کردن، تفکیک کردن، جدا کردن