فرهنگ آریان‌پور

جزء - افسر -

#۶۶٬۳۱۶

معنی‌های انگلیسی
۱

subaltern

تابع، زیردست، افسر جزء، مادون، فرعى

۲

subalternate

شخص پایین رتبه، افسر جزء، متوالى، متواتر