فرهنگ آریان‌پور

جریحه

#۶۶٬۲۸۰

معنی‌های انگلیسی
۱

wound

زخم، جراحت، جریحه، مجروح کردن، زخم زدن، پیچانده، پیچ خورده، کوک شده، رزوه شده