فرهنگ آریانپور
جرنگیدن
#۶۶٬۱۸۸
jingle
صداى جرنگ جرنگ، طنین زنگ، جرنگ جرنگ کردن، طنین زنگ ایجاد کردن، جرنگیدن
ring
(past: rang ; past participle: rung) ـ حلقه، زنگ زدن، احاطه کردن، محفل، گروه، انگشتر، میدان، عرصه، گود، جسم حلقوى، طوقه، صحنه ورزش، چرخ خوردن، حلقه زدن، گرد آمدن، زنگ اخبار، صداى زنگ تلفن، طنین، ناقوس
clank
چکاچاک (صداى زنجیر)، چکاچاک کردن
clink
جلنگ جلنگ صدا کردن، به صدا درآوردن (شیشه)