فرهنگ آریان‌پور

جرنگیدن

#۶۶٬۱۸۸

معنی‌های انگلیسی
۱

jingle

صداى جرنگ جرنگ، طنین زنگ، جرنگ جرنگ کردن، طنین زنگ ایجاد کردن، جرنگیدن

۲

ring

(past: rang ; past participle: rung) ـ حلقه، زنگ زدن، احاطه کردن، محفل، گروه، انگشتر، میدان، عرصه، گود، جسم حلقوى، طوقه، صحنه ورزش، چرخ خوردن، حلقه زدن، گرد آمدن، زنگ اخبار، صداى زنگ تلفن، طنین، ناقوس

۳

clank

چکاچاک (صداى زنجیر)، چکاچاک کردن

۴

clink

جلنگ جلنگ صدا کردن، به صدا درآوردن (شیشه)