فرهنگ آریانپور
جرنگ
#۶۶٬۱۷۶
chink
شکاف، رخنه، شکافتن، درزپیدا کردن، درز گرفتن، صداى به هم خوردن فلز، جرنگ جرنگ
clang
صداى جرنگ جرنگ، صداى شیپور، صداى به هم خوردن اسلحه، صدا کردن
dash
خط تیره، بسرعت رفتن، بسرعت انجام دادن، فاصله میان دو حرف، این علامت " - "، بشدت زدن، پراکنده کردن
ring
(past: rang ; past participle: rung) ـ حلقه، زنگ زدن، احاطه کردن، محفل، گروه، انگشتر، میدان، عرصه، گود، جسم حلقوى، طوقه، صحنه ورزش، چرخ خوردن، حلقه زدن، گرد آمدن، زنگ اخبار، صداى زنگ تلفن، طنین، ناقوس
clink
جلنگ جلنگ صدا کردن، به صدا درآوردن (شیشه) صدا
clank
چکاچاک (صداى زنجیر)، چکاچاک کردن
clash
برخورد، تصادم، تصادم شدید کردن