فرهنگ آریان‌پور

جرنگ

#۶۶٬۱۷۶

معنی‌های انگلیسی
۱

chink

شکاف، رخنه، شکافتن، درزپیدا کردن، درز گرفتن، صداى به هم خوردن فلز، جرنگ جرنگ

۲

clang

صداى جرنگ جرنگ، صداى شیپور، صداى به هم خوردن اسلحه، صدا کردن

۳

dash

خط تیره، بسرعت رفتن، بسرعت انجام دادن، فاصله میان دو حرف، این علامت " - "، بشدت زدن، پراکنده کردن

۴

ring

(past: rang ; past participle: rung) ـ حلقه، زنگ زدن، احاطه کردن، محفل، گروه، انگشتر، میدان، عرصه، گود، جسم حلقوى، طوقه، صحنه ورزش، چرخ خوردن، حلقه زدن، گرد آمدن، زنگ اخبار، صداى زنگ تلفن، طنین، ناقوس

۵

clink

جلنگ جلنگ صدا کردن، به صدا درآوردن (شیشه) صدا

۶

clank

چکاچاک (صداى زنجیر)، چکاچاک کردن

۷

clash

برخورد، تصادم، تصادم شدید کردن