فرهنگ آریان‌پور

جرم

#۶۶٬۱۴۶

معنی‌های انگلیسی
۱

mass

انبوه، توده، جرم، مراسم عشاء ربانى، کپه، گروه، جمع، حجم، قسمت عمده، جمع آورى کردن، توده مردم

۲

wite

تنبیه، مجازات، گوشمالى، جرم، تقصیر، توهین، سرزنش کردن فیزیک‌

۳

body

جسد، تنه، تن، بدن، لاشه، جسم، بدنه، اتاق ماشین، جرم سماوى، داراى جسم کردن، ضخیم کردن، غلیظ کردن

۴

crime

جنایت، گناه، جرم، تقصیر، تبه کارى، بزه

۵

guilt

تقصیر، بزه، گناه، جرم

۶

spawn

تخم ماهى، اشپل، بذر، جرم، تخم ریزى کردن (حیوانات دریایى)، تولید مثل کردن

۷

delict

خلاف، گناه، جرم

۸

misdeed

بدکردارى، خلاف، بزه، جرم، گناه، بد رفتارى، سوء عمل

۹

fact

واقعیت، حقیقت، وجود مسلم

۱۰

germ

میکرب، جنین، اصل، ریشه، منشاء germ guiltiness misdoing