فرهنگ آریانپور
جرقه
#۶۶٬۱۲۷
scintilla
جرقه، اثر
arc
قوس، کمان، طاق، هلال، جرقه
cough
سرفه، جرقه (در مورد موتور و غیره)، سرفه کردن
flake
تکه کوچک (برف و غیره)، ورقه، پوسته، فلس، جرقه، پوسته پوسته شدن، برفک زدن تلویزیون
spark
ژابیژ، اخگر، جرقه، بارقه، جرقه زدن
sparkle
تلالوء داشتن، جرقه زدن، چشمک زدن، برق، تلالوء، جرقه، درخشش
scintillation
برق زنى، درخشش، جرقه، برق
gleam
نور ضعیف، پرتو آنى، سوسو، (مجازى) تظاهر موقتى، نور دادن، سوسو زدن
twinkle
چشمک زدن (بویژه در مورد ستارگان)، برق زدن یا تکان تکان خوردن، چشمک، بارقه، تلالوء