فرهنگ آریان‌پور

جرقه

#۶۶٬۱۲۷

معنی‌های انگلیسی
۱

scintilla

جرقه، اثر

۲

arc

قوس، کمان، طاق، هلال، جرقه

۳

cough

سرفه، جرقه (در مورد موتور و غیره)، سرفه کردن

۴

flake

تکه کوچک (برف و غیره)، ورقه، پوسته، فلس، جرقه، پوسته پوسته شدن، برفک زدن تلویزیون

۵

spark

ژابیژ، اخگر، جرقه، بارقه، جرقه زدن

۶

sparkle

تلالوء داشتن، جرقه زدن، چشمک زدن، برق، تلالوء، جرقه، درخشش

۷

scintillation

برق زنى، درخشش، جرقه، برق

۸

gleam

نور ضعیف، پرتو آنى، سوسو، (مجازى) تظاهر موقتى، نور دادن، سوسو زدن

۹

twinkle

چشمک زدن (بویژه در مورد ستارگان)، برق زدن یا تکان تکان خوردن، چشمک، بارقه، تلالوء