جرعه
#۶۶٬۱۱۳
sip
جرعه، چشش، مزمزه، خرده خرده نوشى، مزمزه کردن، خرد خرد آشامیدن، چشیدن
swig
جرعه طولانى نوشیدن، آشامیدن، جرعه
potion
جرعه، دارو یا زهر آبکى، شربت عشق، شربت عشق دادن به
slug
گلوله بى شکل، چارپاره، جانور کندرو، جانور تنبل، گردونه کندرو، اسب کندرو، (آمریکایى) یک جرعه مشروب، تکه فلز خام، مثل حلزون حرکت کردن، یواش یواش و کرم وار بیهوده وقت گذراندن، لول زدن، ضربت مشت، ضربت سنگین زدن به
gulp
قورت، جرعه، لقمه بزرگ، بلع، قورت دادن، فرو بردن، صداى حاصله از عمل بلع
quaff
زیاد نوشیدن، سر کشیدن، جرعه
godown
قدرت، جرعه، بلع، لقمه بزرگ، انبار
potation
نوش، نوشیدن، شرب، جرعه، افراط در شرب
nip
نیشگون، گاز گرفتن، کش رفتن، جوانه زدن، شکفتن، مانع رشد و نمو شدن، به باد انتقاد گرفتن، در اثر سرما بى حس شدن، صدمه زدن، دردناک بودن، جفت جفت زدن، پریدن، جیم شدن، چیز، چیزى، جزیى، نیش، زخم زبان، سرمازدگى (گیاه وجوانه ها)، طعم تند و تیز (مثل فلفل)، سوزش، دزدى، منگنه، گیره، ذره، خرده nip عامیانه
tot
آشغال، عدد، جمع، سرجمع، حاشیه نویسى، یادداشت مختصر، مبلغ، جمع بستن، بچه کوچک خودمانی مشروب الکلی
shot
(past: shot ; past participle: shot) ـ در کردن (گلوله و غیره)، رها کردن (از کمان و غیره)، پرتاب کردن، زدن، گلوله زدن، رها شدن، آمپول زدن، فیلمبردارى کردن، عکسبردارى کردن، درد کردن، سوزش داشتن، جوانه زدن، انشعاب، رویش انشعابى، رویش شاخه، درد، حرکت تند و چابک، رگه معدن مشروب الکلی
draft
(draught) ـ (انگلیس) آماده کردن، از بشکه ریختن، حواله، برات، برات کشى، طرح، مسوده، پیش نویس، (علوم نظامى) برگزینى، انتخاب، چرک نویس، طرح کردن
smack
ماچ، صداى سیلى یا شلاق، مزه، طعم، چشیدن مختصر، با صدا غذا خوردن، ماچ صدادار کردن، مزه مخصوصى داشتن، کف دستى زدن، کتک زدن، کاملاً، یکراست واژه هاى شامل