واژههای فارسی←جرجفرهنگ آریانپورجرج#۶۶٬۰۸۵شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱maimکسى را معیوب کردن، معیوب شدن، اختلال یا از کار افتادگى عضوى، صدمه، جرج، ضرب و جرح، نقص عضو، چلاق کردنواژههای نزدیک در الفباجرثومهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیجرثومه ایمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیجرثومه ایمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیجرثومه بندیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیجرثومه میانی جنین - لایه -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیجرثومه نر - دارای -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر