فرهنگ آریان‌پور

جراحت

#۶۶٬۰۲۸

معنی‌های انگلیسی
۱

sore

زخم، ریش، جراحت، جاى زخم، دلریش کننده، سخت، دشوار، مبرم، خشن، دردناک، ریشناک

۲

lymph

لنف، چشمه یا جوى آب، آب زلال، جراحت، چرک، شیره غذایى

۳

wound

زخم، جراحت، جریحه، مجروح کردن، زخم زدن، پیچانده، پیچ خورده، کوک شده، رزوه شده

۴

lesion

غبن (ghabn)، زیان حاصله در اثر عدم اجراى عقدى، (پزشکى و دامپزشکى) زخم، جراحت، خسارت، آسیب

۵

stricture

خشونت، سخت گیرى، باریک بینى، جراحت، تنگى، ضیق

۶

suppuration

تولید جراحت، ترشح ریم، ترشح چرک، جراحت

۷

ulcer

(پزشکى) زخم، قرحه، زخم معده، قرحه دار کردن یا شدن، ریش کردن، ریش

۸

laceration

دریدگى، پارگى

۹

ulceration

ایجاد زخم یا قرحه، زخم یا قرحه، ریشى