فرهنگ آریانپور
جراحت
#۶۶٬۰۲۸
sore
زخم، ریش، جراحت، جاى زخم، دلریش کننده، سخت، دشوار، مبرم، خشن، دردناک، ریشناک
lymph
لنف، چشمه یا جوى آب، آب زلال، جراحت، چرک، شیره غذایى
wound
زخم، جراحت، جریحه، مجروح کردن، زخم زدن، پیچانده، پیچ خورده، کوک شده، رزوه شده
lesion
غبن (ghabn)، زیان حاصله در اثر عدم اجراى عقدى، (پزشکى و دامپزشکى) زخم، جراحت، خسارت، آسیب
stricture
خشونت، سخت گیرى، باریک بینى، جراحت، تنگى، ضیق
suppuration
تولید جراحت، ترشح ریم، ترشح چرک، جراحت
ulcer
(پزشکى) زخم، قرحه، زخم معده، قرحه دار کردن یا شدن، ریش کردن، ریش
laceration
دریدگى، پارگى
ulceration
ایجاد زخم یا قرحه، زخم یا قرحه، ریشى