فرهنگ آریان‌پور

جر دادن

#۶۵٬۹۹۸

معنی‌های انگلیسی
۱

rip

شکافتن، پاره کردن، دریدن، شکاف، چاک

۲

rive

شکافتن، جدا کردن، ترکیدن

۳

tear

(past: tore ; past participle: torn) ـ دراندن، گسیختن، گسستن، پاره کردن، دریدن، چاک دادن (معمولاً به صورت جمع) اشک، سرشک، گریه، پارگى، چاک