فرهنگ آریانپور
جر دادن
#۶۵٬۹۹۸
rip
شکافتن، پاره کردن، دریدن، شکاف، چاک
rive
شکافتن، جدا کردن، ترکیدن
tear
(past: tore ; past participle: torn) ـ دراندن، گسیختن، گسستن، پاره کردن، دریدن، چاک دادن (معمولاً به صورت جمع) اشک، سرشک، گریه، پارگى، چاک
#۶۵٬۹۹۸
شکافتن، پاره کردن، دریدن، شکاف، چاک
شکافتن، جدا کردن، ترکیدن
(past: tore ; past participle: torn) ـ دراندن، گسیختن، گسستن، پاره کردن، دریدن، چاک دادن (معمولاً به صورت جمع) اشک، سرشک، گریه، پارگى، چاک