فرهنگ آریان‌پور

جذبه

#۶۵٬۹۸۶

معنی‌های انگلیسی
۱

magnetism

جذبه، کشش، خاصیت مغناطیسى، آهن ربایى

۲

appeal

درخواست، التماس، جذبه، (حقوق) استیناف

۳

rapture

از خود بیخودى، شعف و خلسه روحانى، حالت جذب و انجذاب، وجد روحانى، ربایش، جذبه، شور، به وجد آوردن، از خود بیخود کردن، خلسه

۴

charisma

(charism =) ـ عطیه الهى، جذبه روحانى، گیرایى، گیرش، فره

۵

fascination

شیدایى، افسون، جذبه

۶

draw

(past: drew ; past participle: drawn) ـ کشیدن، رسم کردن، قرعه کشیدن، قرعه کشى، بیرون کشیدن، دریافت کردن، کشش

۷

charm

افسون، طلسم، فریبندگى، دلربایى، سحر افسون کردن، مسحور کردن، فریفتن، شیفتن

۸

drama

درام، نمایش، تئاتر، نمایشنامه

۹

allure

به طمع انداختن، تطمیع کردن، شیفتن

۱۰

interest

تنزیل، سود، بهره، علاقه، مصلحت، دلبستگى علاقمند کردن، ذینفع کردن، بر سر میل آوردن، جلب توجه کردن

۱۱

attraction

کشش، جذب، جاذبه، کشندگى