فرهنگ آریانپور
جذبه
#۶۵٬۹۸۶
magnetism
جذبه، کشش، خاصیت مغناطیسى، آهن ربایى
appeal
درخواست، التماس، جذبه، (حقوق) استیناف
rapture
از خود بیخودى، شعف و خلسه روحانى، حالت جذب و انجذاب، وجد روحانى، ربایش، جذبه، شور، به وجد آوردن، از خود بیخود کردن، خلسه
charisma
(charism =) ـ عطیه الهى، جذبه روحانى، گیرایى، گیرش، فره
fascination
شیدایى، افسون، جذبه
draw
(past: drew ; past participle: drawn) ـ کشیدن، رسم کردن، قرعه کشیدن، قرعه کشى، بیرون کشیدن، دریافت کردن، کشش
charm
افسون، طلسم، فریبندگى، دلربایى، سحر افسون کردن، مسحور کردن، فریفتن، شیفتن
drama
درام، نمایش، تئاتر، نمایشنامه
allure
به طمع انداختن، تطمیع کردن، شیفتن
interest
تنزیل، سود، بهره، علاقه، مصلحت، دلبستگى علاقمند کردن، ذینفع کردن، بر سر میل آوردن، جلب توجه کردن
attraction
کشش، جذب، جاذبه، کشندگى