فرهنگ آریان‌پور

جذب کردن

#۶۵٬۹۷۴

معنی‌های انگلیسی
۱

sop

غذاى مایع، آبگوشت، ترید، شیر، خیس، خیساندن، جذب کردن

۲

amuse

سرگرم کردن، مشغول کردن، تفریح دادن، جذب کردن، مات و متحیر کردن

۳

absorb

درکشیدن، درآشامیدن، جذب کردن، فروبردن، فراگرفتن، جذب شدن (غدد)، کاملاً فروبردن، تحلیل بردن، مستغرق بودن، مجذوب شدن در

۴

imbibe

نوشیدن، اشباع کردن، جذب کردن، خیساندن، تحلیل بردن، فرو بردن، در کشیدن

۵

imbrue

آغشتن، آلوده کردن، تر کردن، خیساندن، مرطوب کردن، اشباع کردن، جذب کردن

۶

magnet

مغناطیس، آهن ربا، جذب کردن

۷

sponge

اسفنج، انگل، طفیلى، ابر حمام، با اسفنج پاک کردن یا تر کردن، جذب کردن، انگل شدن، طفیلى کردن یاشدن

۸

attract

جلب کردن، جذب کردن، مجذوب ساختن

۹

intussuscept

درخود گرفتن، جذب کردن، غلاف کردن