جذاب
#۶۵٬۹۴۴
cute
جذاب، زیبا، دلفریب
charmer
جذاب، دلربا، افسونگر، فریبنده
fetching
جذاب، دلربا، گیرنده
nifty
خیلى خوب، جذاب، زیرک، چالاک، نکته دان
bonny
(bonnie =) ـ زیبا، جذاب، دلپذیر، قوى و زیبا
slick
سطح صاف، سطح صیقلى، لیز، ساده، مطلق، ماهر، صاف، نرم، یک دست، نرم و صاف کردن، یکدست کردن، جذاب واژه هاى شامل
lovable
دوست داشتنى، محبوب، جذاب
loveable
دوست داشتنى، محبوب، جذاب
copacetic
(copesetic =) ـ (زبان عامیانه، آمریکایى) عمده، جذاب، عالى، درجه یک
copesetic
(copacetic =) ـ (زبان عامیانه، آمریکایى) عمده، جذاب، عالى، درجه یک
personable
خوش سیما، جذاب، با شخصیت، شخصى
dashing
خط تیره، بسرعت رفتن، بسرعت انجام دادن، فاصله میان دو حرف، این علامت " - "، بشدت زدن، پراکنده کردن dash
stunning
گیج کننده، بسیار خوب، ماه خودمانی
absorbing
درکشیدن، درآشامیدن، جذب کردن، فروبردن، فراگرفتن، جذب شدن (غدد)، کاملاً فروبردن، تحلیل بردن، مستغرق بودن، مجذوب شدن در
appealing
درخواست، التماس، جذبه، (حقوق) استیناف appeal