فرهنگ آریان‌پور

جذاب

#۶۵٬۹۴۴

معنی‌های انگلیسی
۱

cute

جذاب، زیبا، دلفریب

۲

charmer

جذاب، دلربا، افسونگر، فریبنده

۳

fetching

جذاب، دلربا، گیرنده

۴

nifty

خیلى خوب، جذاب، زیرک، چالاک، نکته دان

۵

bonny

(bonnie =) ـ زیبا، جذاب، دلپذیر، قوى و زیبا

۶

slick

سطح صاف، سطح صیقلى، لیز، ساده، مطلق، ماهر، صاف، نرم، یک دست، نرم و صاف کردن، یکدست کردن، جذاب واژه هاى شامل

۷

lovable

دوست داشتنى، محبوب، جذاب

۸

loveable

دوست داشتنى، محبوب، جذاب

۹

copacetic

(copesetic =) ـ (زبان عامیانه، آمریکایى) عمده، جذاب، عالى، درجه یک

۱۰

copesetic

(copacetic =) ـ (زبان عامیانه، آمریکایى) عمده، جذاب، عالى، درجه یک

۱۱

personable

خوش سیما، جذاب، با شخصیت، شخصى

۱۲

dashing

خط تیره، بسرعت رفتن، بسرعت انجام دادن، فاصله میان دو حرف، این علامت " - "، بشدت زدن، پراکنده کردن dash

۱۳

stunning

گیج کننده، بسیار خوب، ماه خودمانی‌

۱۴

absorbing

درکشیدن، درآشامیدن، جذب کردن، فروبردن، فراگرفتن، جذب شدن (غدد)، کاملاً فروبردن، تحلیل بردن، مستغرق بودن، مجذوب شدن در

۱۵

appealing

درخواست، التماس، جذبه، (حقوق) استیناف appeal