فرهنگ آریان‌پور

جدی

#۶۵٬۹۰۱

معنی‌های انگلیسی
۱

rigid

سخت، سفت و محکم، نرم نشو، جدى، جامد، صلب

۲

solemn

رسمى، موقر، جدى، گرفته، موقرانه، با تشریفات

۳

demure

متین، موقر، محتاط، جدى، سنگین

۴

bona fide

با حسن نیت، جدى، واجد شرائط

۵

grave

قبر، گودال، سخت، بم، خطرناک، بزرگ، مهم، موقر، سنگین، نقش کردن، تراشیدن، حفر کردن، قبر کندن، دفن کردن

۶

active

فعال، دایر، کنشى، کارى، ساعى، حاضر بخدمت، تنزل بردار، با ربح، (دستور زبان) معلوم، متعدى، مولد، کنش ور، کنش گر

۷

formal

رسمى، داراى فکر، مقید به آداب و رسوم ادارى، تفصیلى، عارضى، لباس رسمى شب، قرار دادى

۸

intent

نیت، قصد، مرام، مفاد، معنى، منظور، مصمم

۹

owlish

جغد مانند، جغدى

۱۰

strict

سخت، اکید، سخت گیر، یک دنده، محض، نص صریح، محکم

۱۱

Trojan

وابسته به یا اهل شهر باستانى تروا (troy)

۱۲

acting

کنش، فعل، کردار، عمل، کار، حقیقت، امر مسلم، فرمان قانون، تصویب نامه، اعلامیه، (حقوق) سند، پیمان، رساله، سرگذشت، پرده ى نمایش (مثل پرده ى اول) ـ کنش کردن، کار کردن، عمل کردن، جان دادن، روح دادن، برانگیختن، رفتار کردن، اثر کردن، بازى کردن، نمایش دادن act

۱۳

Polaris

(north star =) ـ ستاره قطبى

۱۴

serious

جدا، (به) راستى، رسما، سخت، موقرانه

۱۵

polestar

(north star =) ـ (نجوم) ستاره قطبى، راهنما، هادى، مورد توجه

۱۶

purposeful

با مقصود، متضمن مقصود، با جهت، بااراده، باعزم