فرهنگ آریان‌پور

جداگانه

#۶۵٬۸۰۹

معنی‌های انگلیسی
۱

aside

به کنار، جداگانه، به یک طرف، جدا از دیگران، درخلوت، صحبت تنها، گذشته از

۲

separate

جدا، جداگانه، جدا کردن، تفکیک کردن، سوا، علیحده، اختصاصى، سوا کردن، متارکه، انفصال

۳

antiseptic

دواى ضد عفونى، گندزدا، ضدعفونى، تمیز و پاکیزه، مشخص، پلشت بر، جداگانه، پادگند

۴

single

واحد، منفرد، تک، فرد، تنها، یک نفرى، مجرد، (معمولاً با out) جدا کردن، برگزیدن، انتخاب کردن، انفرادى

۵

several

چند، چندین، برخى از، جدا، مختلف، متعدد severally

۶

distinct

جدا، ممتاز، مجزا، واضح، متمایز

۷

individual

شخص، فرد، تک، منحصر بفرد، متعلق به فرد

۸

particular

ویژه، خاص، سختگیر، مخصوص، بخصوص، مخمص، دقیق، نکته بین، خصوصیات، تک، منحصر بفرد

۹

individually

شخص، فرد، تک، منحصر بفرد، متعلق به فرد