فرهنگ آریانپور
جداگانه
#۶۵٬۸۰۹
aside
به کنار، جداگانه، به یک طرف، جدا از دیگران، درخلوت، صحبت تنها، گذشته از
separate
جدا، جداگانه، جدا کردن، تفکیک کردن، سوا، علیحده، اختصاصى، سوا کردن، متارکه، انفصال
antiseptic
دواى ضد عفونى، گندزدا، ضدعفونى، تمیز و پاکیزه، مشخص، پلشت بر، جداگانه، پادگند
single
واحد، منفرد، تک، فرد، تنها، یک نفرى، مجرد، (معمولاً با out) جدا کردن، برگزیدن، انتخاب کردن، انفرادى
several
چند، چندین، برخى از، جدا، مختلف، متعدد severally
distinct
جدا، ممتاز، مجزا، واضح، متمایز
individual
شخص، فرد، تک، منحصر بفرد، متعلق به فرد
particular
ویژه، خاص، سختگیر، مخصوص، بخصوص، مخمص، دقیق، نکته بین، خصوصیات، تک، منحصر بفرد
individually
شخص، فرد، تک، منحصر بفرد، متعلق به فرد