فرهنگ آریان‌پور

جثه

#۶۵٬۷۰۴

معنی‌های انگلیسی
۱

bulk

جسم، جثه، لش، تنه، جسامت، حجم، اندازه، به صورت توده جمع کردن، انباشتن، توده، اکثریت

۲

body

جسد، تنه، تن، بدن، لاشه، جسم، بدنه، اتاق ماشین، جرم سماوى، داراى جسم کردن، ضخیم کردن، غلیظ کردن

۳

frame

قاب، چارچوب، قاب کردن، قاب گرفتن، چارچوب گرفتن، طرح کردن، تنظیم کردن، بیان کردن، فرمول، قاعده، منطق، اسکلت، ساختمان، چهارچوب، تنه، بدن، پاپوش درست کردن

۴

corpus

مجموعه اى از نوشتجات، (م.ل.) تن، جسم، تنه

۵

physique

هیکل، سازمان بدن، ترکیب، هیئت، ساختمان بدن