فرهنگ آریان‌پور

جبران‌ کردن

#۶۵٬۶۴۱

معنی‌های انگلیسی
۱

atone

کفاره دادن، جبران کردن، جلب کردن، خشم (کسى را) فرو نشاندن، جلب رضایت کردن

۲

recoup

دوباره به دست آوردن، جبران کردن، تلافى کردن

۳

repair

تعمیر، مرمت، تعمیر کردن، جبران کردن، دوباره دایر کردن، مرمت کردن، اصلاح

۴

requite

سزا دادن، پاداش دادن، تاوان دادن، جبران کردن

۵

compensate

تاوان دادن، پاداش دادن، عوض دادن، جبران کردن

۶

repay

(past: repaid ; past participle: repaid) ـ پس دادن، بر گرداندن، تلافى، پس دادن به

۷

cancel

فسخ کردن، لغو کردن، باطل کردن

۸

account

شمردن، حساب کردن، محاسبه نمودن، (حق) حساب پس دادن، ذکر علت کردن، تخمین زدن، دانستن، نقل کردن حساب، صورت حساب، گزارش، بیان علت، سبب، شرح، مسئول بودن

۹

commute

تبدیل کردن، مسافرت کردن با بلیط تخفیف دار، هر روزاز حومه به شهر و بالعکس سفر کردن

۱۰

recover

ترمیم شدن، بهبود یافتن، بازیافتن، دوباره به دست آوردن، باز یافتن، بهبودى یافتن، به هوش آمدن، دریافت کردن

۱۱

recompense

(حقوق) غرامت، خسارت، جبران، عوض، رفع خسارت، عوض دادن، غرامت پرداختن

۱۲

recuperate

بهبودى یافتن، نیروى تازه یافتن، حال آمدن