فرهنگ آریان‌پور

جبران

#۶۵٬۶۲۹

معنی‌های انگلیسی
۱

amends

جبران، تلافى

۲

redress

جبران خسارت، تصحیح، التیام، دوباره پوشیدن، جبران کردن، فریاد رسى

۳

reprisal

جبران، تلافى، انتقام، تلافى کردن

۴

recoupment

جبران، کسب مجدد

۵

compensation

جبران، تلافى، پاداش، غرامت، تاوان، جبران کردن، خنثى کردن

۶

back

عقب، پشت (بدن)، پس، عقبى، گذشته، پشتى، پشتى کنندگان، تکیه گاه، به عقب، درعقب، برگشت، پاداش، جبران، از عقب، پشت سر، بدهى پس افتاده، پشتى کردن، پشت انداختن، به عقب رفتن، به عقب بردن، برپشت چیزى قرار گرفتن، سوارشدن، پشت چیزى نوشتن، ظهرنویسى کردن

۷

relief

آسودگى، راحتى، فراغت، آزادى، اعانه، کمک، امداد، رفع نگرانى، تسکین، حجارى برجسته، خط بر جسته، بر جسته کارى، تشفى، ترمیم، آسایش خاطر، گره گشایى، جبران، جانشین، تسکینى

۸

recovery

ترمیم، بهبود، بازیافت، بهبودى، حصول، تحصیل چیزى، استرداد، وصول، جبران، به خود آیى، به هوش آمدن

۹

atonement

کفاره، دیه، جبران، اصلاح

۱۰

indemnity

تاوان، غرامت، جبران زیان، بخشودگى، صدمه payoff

۱۱

recompense

(حقوق) غرامت، خسارت، جبران، عوض، رفع خسارت، عوض دادن، غرامت پرداختن

۱۲

restitution

اعاده، بازگردانى، جبران، تلافى، ارتجاع

۱۳

rectification

یکسو سازى، اصلاح، راستگرى، تصحیح، جبران

۱۴

quid pro quo

(لاتین) درعوض، به جاى، عوض، جبران، تعویض

۱۵

recuperation

بهبودى، رمق تازه، نیروى تازه

۱۶

reimbursement

باز پرداخت