جایزه
#۶۵٬۵۲۰
award
جایزه، راى، مقرر داشتن، اعطا کردن، سپردن، امانت گذاردن
premium
جایزه، پاداش عمل، پاداش نیکو، صرف برات، حق صرافى، انعام، مزایا، وثیقه، حق بیمه، حق العمل، اعلاء
meed
کرایه، مزد، جایزه، پاداش، ارزش
bonus
انعام، جایزه، حق الامتیاز، سودقرضه، پرداخت اضافى
prise
انعام، جایزه، اقدرانى کردن
prize
انعام، جایزه، ممتاز، غنیمت، ارزش بسیار قائل شدن، مغتنم شمردن
pewter
ترکیب قلع و سرب، مفرغ، ظروف مفرغى، جام پیروزى، جایزه، خاکسترى
reward
پاداش، مزد، اجر، ثواب، تلافى، عوض، جایزه
trophy
یادگارى پیروزى، نشان ظفر، غنائم، جایزه
guerdon
(recompense، reward) جایزه، پاداش
rewardable
پاداش دادنى، پاداش دادن، اجر دادن، سزا، تلافى کردن، پاداش، مزد، تلافى، جایزه، انعام، فوق العاده، (حقوق) جبران خدمت، اجر (ajr)
testimonial
گواهى نامه، شهادت، تصدیق نامه، سفارش و توصیه، رضایت نامه، شاهد، پاداش، جایزه
booty
غنیمت جنگى، غارت، تاراج، یغما
crown
تاج، فرق سر، بالاى هر چیزى، حد کمال، تاج دندان، تاج گذارى کردن، پوشاندن (دندان باطلا و غیره) ـ
bounty
بخشش، سخاوت، انعام، اعانه، شهامت، آزادمنشى، وفور، بخشایندگى