فرهنگ آریان‌پور

جای گیر

#۶۵٬۴۷۰

معنی‌های انگلیسی
۱

settled

جمعیت دار، آباد، مقیم، مستقر، جاى گیر، ثابت، آرام، صاف، معین، مقرر