فرهنگ آریان‌پور

جای سوختگی

#۶۵٬۴۱۴

معنی‌های انگلیسی
۱

scar

جاى زخم یا سوختگى، اثر گناه، شکاف، اثر زخم داشتن، اثر زخم گذاشتن

۲

singe

سوختگى سطحى، سوختن، بو دادن، به طور سطحى سوختن، داغ کردن، فر زدن