فرهنگ آریانپور
جای زخم
#۶۵٬۴۰۱
scar
جاى زخم یا سوختگى، اثر گناه، شکاف، اثر زخم داشتن، اثر زخم گذاشتن
cicatrix
جاى زخم، اثر زخم، داغ، نشان، داغه
sore
زخم، ریش، جراحت، جاى زخم، دلریش کننده، سخت، دشوار، مبرم، خشن، دردناک، ریشناک
pit
چال، چال دار کردن، گودال، حفره، چاله، سیاه چال، هسته آلبالو و گیلاس و غیره، به رقابت واداشتن، هسته میوه را درآوردن، در گود مبارزه قرار دادن