فرهنگ آریان‌پور

جای زخم

#۶۵٬۴۰۱

معنی‌های انگلیسی
۱

scar

جاى زخم یا سوختگى، اثر گناه، شکاف، اثر زخم داشتن، اثر زخم گذاشتن

۲

cicatrix

جاى زخم، اثر زخم، داغ، نشان، داغه

۳

sore

زخم، ریش، جراحت، جاى زخم، دلریش کننده، سخت، دشوار، مبرم، خشن، دردناک، ریشناک

۴

pit

چال، چال دار کردن، گودال، حفره، چاله، سیاه چال، هسته آلبالو و گیلاس و غیره، به رقابت واداشتن، هسته میوه را درآوردن، در گود مبارزه قرار دادن