فرهنگ آریان‌پور

جای خالی

#۶۵٬۳۶۹

معنی‌های انگلیسی
۱

vacancy

جاى خالى، خالى بودن، (vacantness) محل خالى، پست بلاتصدى، جا

۲

lacuna

حفره، گودى، محفظه، فاصله، جاى خالى، نقطه ابهام

۳

opening

باز، آزاد، آشکار، مفتوح، گشوده، سرگشاده، دایر، روباز، بى آلایش، مهربان، رک گو، صریح، درمعرض، بى پناه، بى ابر، واریز نشده گشودن، گشادن، باز کردن، باز شدن، افتتاح کردن، آشکار کردن بسط دادن، مفتوح شدن، شکفتن، روشن شدن، خوشحال شدن open