فرهنگ آریان‌پور

جای‌ خالی

#۶۵٬۳۶۸

معنی‌های انگلیسی
۱

vacancy

جاى خالى، خالى بودن، (vacantness) محل خالى، پست بلاتصدى، جا

۲

gap

شکاف، رخنه، درز، دهنه، جاى باز، وقفه، اختلاف زیاد، شکافدار کردن

۳

blank

فاصله یاجاى سفید و خالى، جاى ننوشته، سفیدى، ورقه سفید، ورقه پوچ، فاصله، نانوشته، سفید

۴

space

فضا، وسعت، مساحت، جا، فاصله، مهلت، فرصت، مدت معین، زمان کوتاه، دوره، درفضا جا دادن، فاصله دادن، فاصله داشتن، فاصله گذاشتن

۵

opening

باز، آزاد، آشکار، مفتوح، گشوده، سرگشاده، دایر، روباز، بى آلایش، مهربان، رک گو، صریح، درمعرض، بى پناه، بى ابر، واریز نشده گشودن، گشادن، باز کردن، باز شدن، افتتاح کردن، آشکار کردن بسط دادن، مفتوح شدن، شکفتن، روشن شدن، خوشحال شدن open