جای پا
#۶۵٬۳۳۲
footstep
جاى پا، رد پا، جاپا، پى، گام، قدم، گام بردارى
foothold
جاى پا، زیر پایى، جاى ثابت، پایگاه
footprint
جاى پا
toe
پنجه، انگشت پاى مهره داران، جاى پا، با انگشت پا زدن یا راه رفتن
rake
شیار، اثر، شن کش، چنگک، چنگال، خط سیر، جاى پا، جاده باریک، شکاف، خمیدگى، شیب، هرزه، فاجر، بد اخلاق، فاسد، رگه، سفر، با سرعت جلو رفتن، با چنگک جمع کردن، جمع آورى کردن
trace
اثر، نشان، رد پا، جاى پا، مقدار ناچیز، ترسیم، رسم، ترسیم کردن، ضبط کردن، کشیدن، اثر گذاشتن، دنبال کردن، پى کردن، پى بردن به، رد، ردیابى کردن، رسم کردن
toehold
(در کوهنوردى) محل استقرار پنجه پا، جاى پا، نفوذ کم
vestige
(vestigial =) ـ نشان، اثر، جاى پا، رد پا، ذره، خرده، بقایا
footmark
(footprint =) ـ جاى پا، اثر پا، رد پا
vestigial
(vestige =) ـ نشان، اثر، جاى پا، رد پا، ذره، خرده، بقایا
spoor
رد پا، ردپاى کسى را گرفتن
track
شیار، لبه، باریکه، پیگردى کردن، رد پا، اثر، خط آهن، جاده، راه، نشان، مسابقه دویدن، تسلسل، توالى، رد پا را گرفتن، پى کردن، دنبال کردن
footing
پا، قدم، پاچه، دامنه، فوت (مقیاس طول انگلیسى معادل 12 اینچ)، هجاى شعرى، پایکوبى کردن، پازدن، پرداختن مخارج foot