فرهنگ آریان‌پور

جابجایی

#۶۴٬۴۱۳

معنی‌های انگلیسی
۱

relocation

جابجا سازى، جابجایى

۲

move

جنبیدن، لولیدن، تکان دادن، حرکت دادن، به جنبش درآوردن، بازى کردن، متاثر ساختن، جنبش، تکان، حرکت، اقدام، (در بازى) نوبت حرکت یا بازى، به حرکت انداختن، وادار کردن، تحریک کردن، پیشنهاد کردن، تغییر مکان، حرکت کردن، نقل مکان

۳

removal

برداشت، رفع، عزل، ازاله

۴

movement

جنبش، تکان، حرکت، تغییر مکان، گردش، (موسیقى) وزن، ضرب، نهضت

۵

transfer

انتقال، واگذارى، انتقال دادن، ورابرى، ورا بردن، انقال دادن، واگذار کردن، منتقل کردن، انتقال واگذارى، تحویل، نقل، سند انتقال، انتقالى

۶

metathesis

(دستور زبان) قلب حروف، قلب و تحریف

۷

locomotion

حرکت، جنبش، نقل و انقال نیرو به وسیله حرکت، تحرک، نقل و انتقال، (مجازى) مسافرت

۸

transposition

ترانهش، پس و پیشى، پس و پیش سازى، تقدم و تاخر، جابجاشدگى، (ریاضى) انتقال اعداد معلوم بیکسو و مجولات به طرف دیگر معادله، فراگذارى