فرهنگ آریان‌پور

جابجا کردن

#۶۴٬۳۹۹

معنی‌های انگلیسی
۱

luxate

جابجا کردن (در مورد استخوان ها)، در رفتن مفاصل یا استخوانها

۲

displace

جابجا کردن، جانشین (چیزى) شدن، جاى چیزى را عوض کردن، تبعید کردن

۳

dislocate

جابجا کردن، از جا در رفتن (استخوان)

۴

translocate

جابجا کردن، از جاى خود برون کردن

۵

heave

(past: heaved, hove ; past participle: heaved, hove) ـ بلند کردن، کشیدن، بزرگ کردن، جابجا کردن، باد کردن، تقلا کردن

۶

winkle

چشمک زدن، جابجا کردن، حلزون خوراکى

۷

replace

چیزى را تعویض کردن، جابجا کردن، جایگزین کردن

۸

reposit

ودیعه گذاردن، سپردن، جابجا کردن

۹

unhorse

از اسب افتادن یا پیاده شدن، اسب را از گارى یا درشگه باز کردن، از جاى خود تکان دادن، جابجا کردن

۱۰

supplant

از ریشه کندن، جاى چیزى را گرفتن، جابجا شدن، جابجا کردن، تعویض کردن

۱۱

substitute

جانشین، بدل، جانشین کردن، عوض، تعویض، تعویض کردن، جابجا کردن

۱۲

anagrammatize

تحریف کردن، جابجا کردن، قلب کردن

۱۳

remove

برداشت کردن، رفع کردن، عزل کردن، برداشتن، از جا برداشتن، بلند کردن، دور کردن، برطرف کردن، بردن، برچیدن، زدودن

۱۴

permute

پس و پیش کردن، قلب کردن، تغییر دادن، جاى گرداندن

۱۵

relocate

کردن

۱۶

transfer

انتقال، واگذارى، انتقال دادن، ورابرى، ورا بردن، انقال دادن، واگذار کردن، منتقل کردن، انتقال واگذارى، تحویل، نقل، سند انتقال، انتقالى

۱۷

transpose

ترانهادن، پس و پیش کردن، قلب کردن، مقدم و موخر کردن، (ریاضى) به طرف دیگر معادله بردن