فرهنگ آریان‌پور

جابجا شدن

#۶۴٬۳۹۰

معنی‌های انگلیسی
۱

supplant

از ریشه کندن، جاى چیزى را گرفتن، جابجا شدن، جابجا کردن، تعویض کردن

۲

metastasis

دگردیسى، جابجا شدن، ناخوشى، هجوم مرض، گسترش میکرب مرض

۳

relocate

کردن

۴

transfer

انتقال، واگذارى، انتقال دادن، ورابرى، ورا بردن، انقال دادن، واگذار کردن، منتقل کردن، انتقال واگذارى، تحویل، نقل، سند انتقال، انتقالى