فرهنگ آریان‌پور

جا

#۶۴٬۲۹۵

معنی‌های انگلیسی
۱

lieu

جا، عوض، به جاى، در عوض

۲

place

جا، محل، مرتبه، قرار دادن، گماردن، جایگاه، میدان، فضا، مکان، در محلى گذاردن، گذاشتن، جاى دادن، وهله، صندلى

۳

locality

جا، محل خاص، محل، موضع، مکان

۴

slot

چاک، شکاف کوچک، کلون در، چفت در، تخته باریک، سوراخ جاى کلید، شکاف یا سوراخى که براى انداختن پول در قلک و تلفن خود کار و امثال آن تعبیه شده، سوراخ کردن، در شکاف یا سوراخ (پول و غیره) انداختن، چفت کردن

۵

case

مورد، غلاف، در صندوق یا جعبه گذاشتن، جلد کردن، پوشاندن، سرگذشت، صندوق، جعبه، جلد، پوسته، قالب، قاب، جا، حالت، وضعیت، موقعیت، اتفاق، دعوى، مرافعه، قضیه در صندوق یا

۶

room

اتاق، خانه، جا، فضا، محل، موقع، مجال، مسکن گزیدن، منزل دادن به، وسیع تر کردن واژه هاى شامل

۷

berth

خوابگاه کشتى، اتاق کشتى، لنگرگاه، پهلو گرفتن، موقعیت، جا

۸

house

خانه، سراى، منزل، جایگاه، جا، خاندان، برج، اهل خانه، اهل بیت، جادادن، منزل دادن، پناه دادن، منزل گزیدن، خانه نشین شدن house ـ (42)

۹

lodge

منزل، جا، خانه، کلبه، شعبه فراماسون ها، انبار، منزل دادن، پذیرایى کردن، گذاشتن، تسلیم کردن، قرار دادن، منزل کردن، بیتوته کردن، تفویض کردن، خیمه زدن، به لانه پناه بردن

۱۰

location

محل، مکان، موقعیت، تعیین محل، جا، اندرى

۱۱

quarterage

قسط سه ماهه، مزد سه ماهه، خانه، جا

۱۲

receptacle

نهنج، ظرف، جا، حاوى، حفره درون سلولى گیاه

۱۳

emplacement

تعیین جا، تعیین محل، جا، محل نصب

۱۴

accommodating

همساز، همساز کردن، جا دادن، منزل دادن، وفق دادن با، تطبیق نمودن، تصفیه کردن، اصلاح کردن، آماده کردن (براى)، پول وام دادن (به کسى)

۱۵

accommodation

همسازى، تطابق، جا، منزل، وسایل راحتى، تطبیق، موافقت، سازش با مقتضیات محیط، وام، کمک، مساعده

۱۶

house room

اتاق، یورت، جا