فرهنگ آریانپور
ثقیل
#۶۴٬۲۶۲
heft
سنگین، ثقیل، بخش عمده، بلند کردن
heavy
سنگین، گران، و زین، زیاد، سخت، متلاطم، کند، دل سنگین، تیره، ابرى، غلیظ، خواب آلود، فاحش، آبستن، باردار
labored
(labour =) ـ کار، رنج، زحمت، کوشش، درد زایمان، کارگر، عمله، حزب کارگر، زحمت کشیدن، تقلا کردن، کوشش کردن labor
ponderous
و زین، سنگین، خیلى سنگین، خیلى کودن
cumbersome
سنگین، طاقت فرسا، مایه زحمت، بطى