فرهنگ آریان‌پور

ثبات

#۶۴٬۱۴۵

معنی‌های انگلیسی
۱

indelibility

ثبات، پاک نشدنى بودن

۲

grit

سنگریزه، شن، ریگ، خاک، ماسه سنگ، ثبات، استحکام، نخاله، سائیدن، آسیاب کردن، آزردن

۳

poise

توازن، وضع، وقار، ثبات، نگاهدارى، آونگ یا وزنه ساعت، وزنه متحرک، بحالت موازنه درآوردن، ثابت واداشتن

۴

fixity

تثبیت، ثبوت، ثبات، قرار، پایدارى، استوارى

۵

register

دفتر ثبت، ثبت آمار، دستگاه تعدیل گرما، پیچ دانگ صدا، لیست یا فهرست، ثبت کردن، نگاشتن، در دفتر وارد کردن، نشان دادن، منطبق کردن، ثبات

۶

cataloger

متصدى کاتالوگ، ثبات، فهرست نگار

۷

constancy

پایدارى، ثبات، استوارى، وفادارى

۸

fortitude

پایمردى، شهامت اخلاقى، شکیبایى، بردبارى، ثبات

۹

stability

پایایى، پایدارى، (stableness) استوارى، استحکام، ثبات

۱۰

bookkeeper

دفتردار، حسابدار، ثبات

۱۱

cataloguer

متصدى کاتالوگ، ثبات، فهرست نگار

۱۲

permanency

پایدارى، ترتیب همیشگى، قرار دائمى، ثبات، دوام

۱۳

stableness

(stability =) ـ استوارى، استحکام، ثبات، پایدارى

۱۴

consistence

(consistency =) ـ ثبات، استحکام، درجه غلظت، توافق، سازگارى

۱۵

consistency

(consistence =) ـ ثبات، استحکام، درجه غلظت، توافق، سازگارى

۱۶

immutability

تغییر ناپذیرى، پا بر جایى، ثبات

۱۷

recorder

نگاشتن، ثبت کردن، ضبط کردن، ضبط شدن ثبت، یادداشت، نگارش، تاریخچه، صورت مذاکرات، صورت جلسه، سابقه، پیشینه، بایگانى، ضبط، رکورد، حد نصاب مسابقه، نوشته، صفحه گرامافون، نام نیک، مدرک record