ثبات
#۶۴٬۱۴۵
indelibility
ثبات، پاک نشدنى بودن
grit
سنگریزه، شن، ریگ، خاک، ماسه سنگ، ثبات، استحکام، نخاله، سائیدن، آسیاب کردن، آزردن
poise
توازن، وضع، وقار، ثبات، نگاهدارى، آونگ یا وزنه ساعت، وزنه متحرک، بحالت موازنه درآوردن، ثابت واداشتن
fixity
تثبیت، ثبوت، ثبات، قرار، پایدارى، استوارى
register
دفتر ثبت، ثبت آمار، دستگاه تعدیل گرما، پیچ دانگ صدا، لیست یا فهرست، ثبت کردن، نگاشتن، در دفتر وارد کردن، نشان دادن، منطبق کردن، ثبات
cataloger
متصدى کاتالوگ، ثبات، فهرست نگار
constancy
پایدارى، ثبات، استوارى، وفادارى
fortitude
پایمردى، شهامت اخلاقى، شکیبایى، بردبارى، ثبات
stability
پایایى، پایدارى، (stableness) استوارى، استحکام، ثبات
bookkeeper
دفتردار، حسابدار، ثبات
cataloguer
متصدى کاتالوگ، ثبات، فهرست نگار
permanency
پایدارى، ترتیب همیشگى، قرار دائمى، ثبات، دوام
stableness
(stability =) ـ استوارى، استحکام، ثبات، پایدارى
consistence
(consistency =) ـ ثبات، استحکام، درجه غلظت، توافق، سازگارى
consistency
(consistence =) ـ ثبات، استحکام، درجه غلظت، توافق، سازگارى
immutability
تغییر ناپذیرى، پا بر جایى، ثبات
recorder
نگاشتن، ثبت کردن، ضبط کردن، ضبط شدن ثبت، یادداشت، نگارش، تاریخچه، صورت مذاکرات، صورت جلسه، سابقه، پیشینه، بایگانى، ضبط، رکورد، حد نصاب مسابقه، نوشته، صفحه گرامافون، نام نیک، مدرک record