فرهنگ آریان‌پور

ثابت‌ کردن

#۶۴٬۰۷۷

معنی‌های انگلیسی
۱

prove

(past: proved ; past participle: proved, proven) ـ ثابت کردن، در آمدن

۲

firm

شرکت، تجارتخانه، کارخانه، موسسه بازرگانى، استوار، محکم، ثابت، پابرجا، راسخ، سفت کردن، استوار کردن