فرهنگ آریانپور
ثابت شدن
#۶۴٬۰۶۹
fix
کار گذاشتن، درست کردن، پابرجا کردن، نصب کردن، محکم کردن، استوار کردن، سفت کردن، جادادن، چشم دوختن به، تعیین کردن، قرار دادن، اب کسى رسیدن، تنبیه کردن، ثابت شدن، ثابت ماندن، مستقر شدن، گیر، حیص و بیص، تنگنا، مواد مخدره، افیون
stabilize
پایا ساختن، تثبیت کردن، بحالت موازنه درآوردن، پابرجا شدن یا کردن، استوار کردن، ثابت شدن