فرهنگ آریان‌پور

ثابت

#۶۴٬۰۴۴

معنی‌های انگلیسی
۱

constant

ثابت، پایدار، ثابت قدم، با ثبات، استوار، وفادار، دائمى

۲

firm

شرکت، تجارتخانه، کارخانه، موسسه بازرگانى، استوار، محکم، ثابت، پابرجا، راسخ، سفت کردن، استوار کردن

۳

fixed

کار گذاشتن، درست کردن، پابرجا کردن، نصب کردن، محکم کردن، استوار کردن، سفت کردن، جادادن، چشم دوختن به، تعیین کردن، قرار دادن، اب کسى رسیدن، تنبیه کردن، ثابت شدن، ثابت ماندن، مستقر شدن، گیر، حیص و بیص، تنگنا، مواد مخدره، افیون

۴

equable

ملایم، ثابت

۵

fiducial

امانتى، اعتمادى، معتمد، (نجوم) ثابت، وابسته به امین ترکه

۶

immobile

بى جنبش، بى حرکت، ثابت، جنبش ناپذیر

۷

immovable

غیر منقول، استوار، ثابت

۸

indelible

پاک نشدنى، محو نشدنى، ماندگار، ثابت

۹

invariant

غیر متنوع، یکسان، ثابت، نامتغیر، تغییرناپذیر

۱۰

changeless

بى تغییر، ثابت، پایدار، تغییر ناپذیر

۱۱

invariable

تغییر ناپذیر، ثابت، یکنواخت، نامتغیر

۱۲

inalterable

تغییر ناپذیر، ثابت

۱۳

irremovable

معزول نشدنى، برداشته نشدنى، ثابت

۱۴

incommutable

استحاله ناپذیر، تبدیل ناپذیر، غیر قابل تعویض، ثابت، سبک نشدنى، تخفیف ناپذیر

۱۵

hard and fast

سخت و محکم، غیر قابل تغییر و انحراف، لازم الاجراء، ثابت

۱۶

fast

تند، تندرو، سریع السیر، جلد و چابک، رنگ نرو، پایدار، باوفا، سفت، روزه، روزه گرفتن، فوراً