ثابت
#۶۴٬۰۴۴
constant
ثابت، پایدار، ثابت قدم، با ثبات، استوار، وفادار، دائمى
firm
شرکت، تجارتخانه، کارخانه، موسسه بازرگانى، استوار، محکم، ثابت، پابرجا، راسخ، سفت کردن، استوار کردن
fixed
کار گذاشتن، درست کردن، پابرجا کردن، نصب کردن، محکم کردن، استوار کردن، سفت کردن، جادادن، چشم دوختن به، تعیین کردن، قرار دادن، اب کسى رسیدن، تنبیه کردن، ثابت شدن، ثابت ماندن، مستقر شدن، گیر، حیص و بیص، تنگنا، مواد مخدره، افیون
equable
ملایم، ثابت
fiducial
امانتى، اعتمادى، معتمد، (نجوم) ثابت، وابسته به امین ترکه
immobile
بى جنبش، بى حرکت، ثابت، جنبش ناپذیر
immovable
غیر منقول، استوار، ثابت
indelible
پاک نشدنى، محو نشدنى، ماندگار، ثابت
invariant
غیر متنوع، یکسان، ثابت، نامتغیر، تغییرناپذیر
changeless
بى تغییر، ثابت، پایدار، تغییر ناپذیر
invariable
تغییر ناپذیر، ثابت، یکنواخت، نامتغیر
inalterable
تغییر ناپذیر، ثابت
irremovable
معزول نشدنى، برداشته نشدنى، ثابت
incommutable
استحاله ناپذیر، تبدیل ناپذیر، غیر قابل تعویض، ثابت، سبک نشدنى، تخفیف ناپذیر
hard and fast
سخت و محکم، غیر قابل تغییر و انحراف، لازم الاجراء، ثابت
fast
تند، تندرو، سریع السیر، جلد و چابک، رنگ نرو، پایدار، باوفا، سفت، روزه، روزه گرفتن، فوراً