فرهنگ آریان‌پور

تیمسار

#۶۳٬۹۸۸

معنی‌های انگلیسی
۱

general

عام، کلى، عمومى، جامع، همگانى، متداول، معمولى، همگان، ژنرال، ارتشبد

۲

ranking

رتبه، رتبه بندى کردن، (در مورد جانور) طلب شده، ترتیب، نظم، شکل، سلسله، مقام، صف، ردیف، قطار، رشته، شان، آراستن، منظم کردن، درجه دادن، دسته بندى کردن، انبوه، ترشیده، جلف rank

۳

brass hat

افسر ارشد ارتش، شخص مهم، امیر