فرهنگ آریان‌پور

تیله

#۶۳٬۹۴۸

معنی‌های انگلیسی
۱

dib

فرو کردن (در آب)، استحمام کردن، قاپ بازى، ریگ بازى، قاپ یا ریگى که با آن بازى مى کنند، تیله، تیله بازى

۲

taw

زاغ زدن به پوست، دباغى کردن، سفت کردن، تیله بازى کردن، تیله، مهره بازى

۳

achate

مهره ى بازى، تیله، عقیق، خرید، بیع، (در جمع) اشیا ى خریدارى شده، یار با وفا، خریدن

۴

marble

سنگ مرمر، تیله، گلوله شیشه اى، تیله بازى، مرمرى، رنگ ابرى زدن، مرمرنما کردن

۵

ball

گلوله، گوى، توپ بازى، مجلس رقص، رقص، ایام خوش، گلوله کردن، گرهک