تیغه
#۶۳٬۹۰۶
blade
تیغه، پهناى برگ، هر چیزى شبیه تیغه، شمشیر، استخوان پهن
septum
تیغه، (گیاه شناسى، جانور شناسى) دیواره، جدار، عاجز، (در بینى) پره، (کالبد شکافى) حفره هاى بینى پره بینى
bulkhead
تیغه، دیوار، تاق نما، تاقک
knife
چاقو زدن (به)، کارد زدن (به) ـ چاقو، کارد، گزلیک، تیغه
midriff
مربوط به قسمت پایین سینه، (کالبد شکافى) حجاب حاجز، تیغه، قسمت پایین سینه
partition
جزء بندى کردن، افراز، تیغه، دیواره، وسیله یا اسباب تفکیک، حد فاصل، آپارتمان، تقسیم به بخش هاى جزء کردن، تفکیک کردن، جدا کردن dividers
fin
پره ماهى، بال ماهى، پرک، (زبان عامیانه) دست، بال، پره طیاره، پر، با باله مجهز کردن
flat
پهن، تخت، مسطح، هموار، صاف، بى تنوع، یک دست، خنک، بى مزه، قسمت پهن، جلگه، دشت، آپارتمان، قسمتى از یک عمارت
slide
(past: slid ; past participle: slid) ـ لغزش، سرازیرى، سراشیبى، ریزش، سرسره، کشو، اسباب لغزنده، سورتمه، تبدیل تلفظ حرفى به حرف دیگرى، لغزنده، سرخونده، پس و پیش رونده، لغزیدن، سریدن، سر، سراندن
division
تقسیم، بخش، قسمت، دسته بندى، طبقه بندى، (علوم نظامى) لشکر، (مجازى) اختلاف، تفرقه