فرهنگ آریانپور
تیغ زدن
#۶۳٬۸۹۴
scarify
تیغ زدن، از رو شکافتن، نیش زدن، به هم زدن، شدیدا انتقاد کردن
touch
دست زدن به، لمس کردن، پرماسیدن، زدن، رسیدن به، متاثر کردن، متاثر شدن، لمس دست زنى، پرماس، حس لامسه
sting
(past: stung ; past participle: stung) ـ نیش، زخم نیش، خلش، سوزش، گزیدن، تیر کشیدن، نیش زدن