فرهنگ آریان‌پور

تیغ زدن

#۶۳٬۸۹۴

معنی‌های انگلیسی
۱

scarify

تیغ زدن، از رو شکافتن، نیش زدن، به هم زدن، شدیدا انتقاد کردن

۲

touch

دست زدن به، لمس کردن، پرماسیدن، زدن، رسیدن به، متاثر کردن، متاثر شدن، لمس دست زنى، پرماس، حس لامسه

۳

sting

(past: stung ; past participle: stung) ـ نیش، زخم نیش، خلش، سوزش، گزیدن، تیر کشیدن، نیش زدن