فرهنگ آریان‌پور

تیغ

#۶۳٬۸۸۰

معنی‌های انگلیسی
۱

razor

تیغ صورت تراشى، با تیغ تراشیدن

۲

aciculum

تیغ (گیاه)، خار ریز و راست و شکننده

۳

bur

(burr =) ـ خار، تیغ

۴

spine

تیره پشت، ستون فقرات، مهره هاى پشت، تیغ یا برآمدگى هاى بدن موجوداتى مثل جوجه تیغى

۵

thorn

خار، تیغ، سرتیز، موجب ناراحتى، تیغ دار کردن

۶

prick

خراش سوزن، نقطه، زخم به قدر سرسوزن، جزء کوچک چیزى، هدف، منظور، نقطه نت موسیقى، چیز خراش دهنده (مثل نوک سوزن)، خار، تیغ، نیش، سیخونک، آلت ذکور، راست، شق، خلیدن، با چیز نوک تیز فرو کردن، خراش دادن، با سیخونک به حرکت واداشتن، تحریک کردن، آزردن

۷

blade

تیغه، پهناى برگ، هر چیزى شبیه تیغه، شمشیر، استخوان پهن

۸

prickle

خراش کوچک، خار، خارتیغ، خارنوک تیز، تیر کشیدن، نیش، سک زدن جانور

۹

acicula

(گیاه شناسى، جانور شناسى) سوزنچه، خار، تیغ

۱۰

sword

شمشیر