تیزی
#۶۳٬۸۵۵
sharpness
تیزى، هشیارى
acuteness
تیزى، زیرکى، ذکاوت، (پزشکى) حدت یا شدت (مرض)
poignancy
تیزى، زنندگى، تلخى، ناگوارى، حادى
trenchancy
تیزى، برندگى، قاطعى، نفوذ، شکاف
acumination
تیزى، عمل تیز کردن
edge
کنار، لبه، نبش، کناره، تیزى، برندگى داراى لبه تیز کردن، تحریک کردن، کم کم پیش رفتن، اریب وار پیش رفتن
prong
چنگک، چنگال، تیزى چنگال، تیزى دندان، شاخه رود یانهر، شعبه، زبانه، با چنگک سوراخ کردن، با چنگک صاف کردن (زمین)، داراى چنگک یا چنگال کردن
verjuice
آبغوره، آبلیمو، آب سیب ترش، ترشى، تیزى، آب ترش میوه نرسیده
jag
دندانه، کنگره، نوک، برآمدگى تیز، بریدگى، خار، سیخونک، سیخک، دندانه دار کردن، کنگره دار کردن، چاک زدن، ناهموار بریدن keenness
tine
شاخ فرعى، دندانه، نوک شاخه یاسیخ، چنگک خیش، از دست دادن، گم کردن، بافتن
taper
شمع مومى، باریک شونده، نوک تیز، باریک شدن، مخروطى شدن
acuity
تیز فهمى، تیز هوشى
incision
شکاف، برش، چاک
salience
(saliency =) ـ برجستگى، چابکى درجست و خیز، جلو آمدگى، برترى، نکته برجسته، موضوع برجسته
incisiveness
برندگى