فرهنگ آریان‌پور

تیزی

#۶۳٬۸۵۵

معنی‌های انگلیسی
۱

sharpness

تیزى، هشیارى

۲

acuteness

تیزى، زیرکى، ذکاوت، (پزشکى) حدت یا شدت (مرض)

۳

poignancy

تیزى، زنندگى، تلخى، ناگوارى، حادى

۴

trenchancy

تیزى، برندگى، قاطعى، نفوذ، شکاف

۵

acumination

تیزى، عمل تیز کردن

۶

edge

کنار، لبه، نبش، کناره، تیزى، برندگى داراى لبه تیز کردن، تحریک کردن، کم کم پیش رفتن، اریب وار پیش رفتن

۷

prong

چنگک، چنگال، تیزى چنگال، تیزى دندان، شاخه رود یانهر، شعبه، زبانه، با چنگک سوراخ کردن، با چنگک صاف کردن (زمین)، داراى چنگک یا چنگال کردن

۸

verjuice

آبغوره، آبلیمو، آب سیب ترش، ترشى، تیزى، آب ترش میوه نرسیده

۹

jag

دندانه، کنگره، نوک، برآمدگى تیز، بریدگى، خار، سیخونک، سیخک، دندانه دار کردن، کنگره دار کردن، چاک زدن، ناهموار بریدن keenness

۱۰

tine

شاخ فرعى، دندانه، نوک شاخه یاسیخ، چنگک خیش، از دست دادن، گم کردن، بافتن

۱۱

taper

شمع مومى، باریک شونده، نوک تیز، باریک شدن، مخروطى شدن

۱۲

acuity

تیز فهمى، تیز هوشى

۱۳

incision

شکاف، برش، چاک

۱۴

salience

(saliency =) ـ برجستگى، چابکى درجست و خیز، جلو آمدگى، برترى، نکته برجسته، موضوع برجسته

۱۵

incisiveness

برندگى