فرهنگ آریان‌پور

تیزهوش

#۶۳٬۸۵۱

معنی‌های انگلیسی
۱

perspicacious

زیرک، بینا، تیزهوش

۲

apt

مستعد، قابل، درخور، مناسب، شایسته، محتمل، متمایل، آماده، زرنگ

۳

keen

تیز کردن، شدید بودن، شدید کردن، نوحه سرایى کردن، تیز، پرزور، تند، حاد، شدید، زیرک، باهوش، مشتاق

۴

acute

تیزرو، تیز، نوک تیز، (پزشکى) حاد، بحرانى، زیرک، تیزنظر، تند، شدید، (موسیقى) تیز، زیر، (سلسله ى اعصاب) حساس، (هندسه) حاد، تیز (زاویه ى حاد، زاویه تند)

۵

sharp

تیز، هشیار، دیز، نوک دار، تند، زننده، زیرک، تیز کردن sharp sharpwitted

۶

bright

تابناک، روشن، درخشان، تابان، آفتابى، زرنگ، باهوش

۷

nimble

چست، جلد، فرز، چابک، چالاک، زرنگ، تردست

۸

brilliant

تابان، مشعشع، زیرک، با استعداد، برلیان، الماس درخشان

۹

perceptive

حساس و باهوش

۱۰

percipient

فریس، مدرک، وابسته به ادراک و بینش

۱۱

intelligent

باهوش، هوشمند