فرهنگ آریانپور
تیزهوش
#۶۳٬۸۵۱
perspicacious
زیرک، بینا، تیزهوش
apt
مستعد، قابل، درخور، مناسب، شایسته، محتمل، متمایل، آماده، زرنگ
keen
تیز کردن، شدید بودن، شدید کردن، نوحه سرایى کردن، تیز، پرزور، تند، حاد، شدید، زیرک، باهوش، مشتاق
acute
تیزرو، تیز، نوک تیز، (پزشکى) حاد، بحرانى، زیرک، تیزنظر، تند، شدید، (موسیقى) تیز، زیر، (سلسله ى اعصاب) حساس، (هندسه) حاد، تیز (زاویه ى حاد، زاویه تند)
sharp
تیز، هشیار، دیز، نوک دار، تند، زننده، زیرک، تیز کردن sharp sharpwitted
bright
تابناک، روشن، درخشان، تابان، آفتابى، زرنگ، باهوش
nimble
چست، جلد، فرز، چابک، چالاک، زرنگ، تردست
brilliant
تابان، مشعشع، زیرک، با استعداد، برلیان، الماس درخشان
perceptive
حساس و باهوش
percipient
فریس، مدرک، وابسته به ادراک و بینش
intelligent
باهوش، هوشمند